الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
519
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
كه از دنيا رفت . پدرم برايم نقل كرد كه عبداللَّه بن عروه براى او نقل كرده بود گفت : من عبداللَّه بن زبير را ديدم در صبحگاه زمستان سردى خدمت حسن بن على عليهما السلام نشسته بود ، گفت : به خدا سوگند كه از جا برنخاست مگر اينكه پيشانيش غرق عرق شد ! مىگويد : اين مطلب مرا به خشم آورد ، پس از جا بلند شدم ، و رو به او كردم و گفتم : عمو ! گفت : آرى ، چه مىگويى ؟ گفتم : ديدم تو نزد حسنبن على نشسته بودى و تا پيشانيت پر از عرق نشد از جا بلند نشدى ! گفت : برادرزاده ! براستى او پسر فاطمه است . نه به خدا سوگند كه زنان از زاييدن چون او عقيمند ! « 1 » 2 - ابن ابى الحديد از قول ابوعثمان مىگويد : حسنبن على عليهما السلام بر معاويه وارد شد در حالى كه عبداللَّه بن زبير در نزد وى بود ، و معاويه دوست داشت كه بين قريش اختلاف باشد ، رو به حسن عليه السلام كرد و گفت : اى ابومحمّد ! كدام يك از آن دو نفر بزرگتر بودند ؛ على يا زبير ؟ امام حسن عليه السلام فرمود : فاصلهء زيادى بين آنها نبود و على بزرگتر از زبير بود ، خدا على را بيامرزد ! پسر زبير گفت : خدا زبير را بيامرزد ! ابوسعيدبن عقيل بن ابى طالب نيز حضور داشت ، گفت : اى عبداللَّه ! چه چيز تو را به هيجان آورد كه اين مرد گفت : خدا پدرش را بيامرزد ؟ ! پسر زبير گفت : من هم گفتم : خدا پدر مرا بيامرزد ! گفت : تو تصور مىكنى كه پدر تو هم اندازه و برابر با على بود ؟ گفت : چه امتيازى او به اين دارد ؟ هر دو از قريش و هر دو مردم را
--> ( 1 ) - شرح حال امام حسن عليه السلام : ص 137 .